دوگانه‌ی برهوت فاجعه و تفرجگاه خدایان

جولای 3rd, 2018

نووسینێکی برای خۆشه‌ویستم کاکه جه‌لال شه‌فیعی ئازیز که لوتفیان هه‌میشه هه‌وێنی هه‌ست و هێزی ده‌ست بووه بۆم:
……………………………………………..

دوگانه‌ی برهوت فاجعه و تفرجگاه خدایان در شاهکارهای صلاح علمی‌زاده
اشتراوس احساس می کرد آنگاه که فکر نمی کند زنده نیست. ” آلن بلوم ”
برای آنکه خواننده این متن را با حس و احساسی که بهنگام رؤیت این شاهکارها و دیگر آثار خالق این آثار، دارم سهیم و شریک سازم ناچارم از ذکر مقدمه‌ای کوتاه . چرا که بر آن باورم که پرتره های این هنرمند از ژرفای چنان فاخری برخوردار اند که در هرکدام از این آثار زمان متوقف شده است و دریچه و دریچه هایی در آن واحد ازجهان و برهوت فاجعه و در عین حال از بهشت صدالبته گمشده در ژرفای هزاره ها بروی تماشاگر می گشاید و…. و از این روی است که ناچار از آنم که خواننده ی این متن را باخویشتن به ژرفا برم و صدالبته برای پرهیز از اطاله ی کلام از یکسوی و از سوی دیگر اجتناب از کاستن لذت تماشاگر تنها به گشودن این دریچه به روی تماشاگر و خواننده ی متن اکتفا می کنم تا دیگر گونه به نظاره بنشیند
اول شالوده های انسان مدرن از رویکرد فلسفه ی سیاسی
انسان مدرن از رویکرد فلسفه ی سیاسی با سه گانه ای برساخته می شود که هرکدام از آن سه گانه بطور توامان در خود و باخود دوچیز دارند که همانا عبارتند از لذت ناب و درد هایی سخت و گاها جانکاه و این دوگانه لذت و درد شناسنامه ی انسان عصر ماست اما شالوده های سه گانه ی انسان مدرن یکی فلسفیدن و دو دیگر نقد و آخرالامر زیبایی شناسی است. بی هیچ اغراق و مبالغه ای پرتره های صلاح علمی زاده از چنان ویژگی خاصی برخوردار اند که حتی علیرغم میل تان وادارتان می سازند که آنگونه به تماشا بنشینید که هر بخش از تابلوی جهان این هرسه را در خود دارد فلسفیدن و نقد و زیبایی، و شاهکارهای وی به گونه ای باورنکردنی این هرسه را یعنی فلسفیدن و نقد و زیبایی شناسی را در جان تماشاگر شعله‌ور می سازند
دوم تانتالوسی شدگی انسان معاصر
تانتالوس که خود از خدایان بود، دیگر ایزدان را به میهمانی دعوت نمود و اما پسر خویش را در خفا کشت و از گوشت وی برای میهمانی خدایان طعام ساخت و راز و جنایت وی در همان محفل بر دیگر خدایان مکشوف شد و تصمیم بر مجازات وی گرفتند و حکم صادره آن شد که از ازل تا ابد بر فراز بهشت آویخته شود تا با مشاهده آنهمه لذات بهشتی در عذاب باشد
شاخص های بسیاری در آثار صلاح علمی زاده وجود دارند که تماشاگر را به ژرفای خود می کشانند از آن جمله اند که حقیقت متکثر و در عین حال بقول زیگموند فروید حقیقت ناگفته و مکتوم که بخش بزرگ تر آن را در خود دارد آن حقیقت متکثری که در آثار وی است بسادگی حقیقت کلیشه ای تابو گونه و مستظهر به قدرت را به چالش می گیرد خانه های خاک و گلی و بیغوله ها و دیوارهای ترک خورده و در و پنجره های زخمی و صورتک های مواج از عاطفه و کنتراست زیبای رنگها ی در و پنجره های خانه های روستایی و اصالت پایدار در چهره های مردمانی که با جان و دل در مقابل دوربین کاک صلاح ایستاده اند و….. همه و همه با لطافت روح از یک سو سخن از حقیقت های ناگفته در خود و با خود دارند و از سوی دیگر حقیقت متکثر را باز نمایی میکنند
اسطوره ی تانتالوس را ذکر کردم تا بتوانم خواننده ی این متن را در این احساس با خود سهیم سازم که تماشای عکس های صلاح علمی زاده تنها سحر آمیز نیستند گاهی تکان دهنده هم هستند تکان دهنده از آن روی که جهان ما جهانی تانتالوسی شده است و ما همه بی آنکه خویشتن خود آگاه باشیم در وضعیتی تانتالوسی بسر میبریم، آویزان آویزان آویزان که همه چیز و همه ی ابعاد زندگی مان در یک تبانی نانوشته به توافق رسیده اند که مارا آویزان کنند اما علیرغم این تانتالوسی شدگی دنیای مان ناچار از انیم که به لذتهای کوچک دل خوش کنیم و یادمان رود که کیستیم و خودرا به نوعی از مستی و جنون بسپاریم ، مستی های کوچک و لذات کوچک آنگونه که در یکی از سکانس های فیلم فریاد مورچگان بیادمان میاورد که آدمی چه حقیر است که برای گریز از اندوه های بزرگ خودرا به لذات کوچک می سپارد، اما با تماشای پرتره های صلاح علمی زاده تماشا گر از جهان تانتالوسی اش فاصله می گیرد اما نه با لذات کوچک بلکه با لذاتی ناب، لذاتی همچون اصرار ورزیدن بر ماندن در تفرجگاه خدایان، اری اصرار دارم بر این واژه ی خاص چرا که صلاح علمی زاده با عدسی دوربین اش تماشاگران را با خود به تفرجگاهای خدایان میبرد که در گوشه گوشه ی باغها و کوهستان ها و تپه ماهورهای کوردستان سکنی گرفته اند که با دیدن این تفرجگاه ها بر شما تلنگر می زنند که برای خلاصی از اندوه های بزرگ به لذات ناب و احیاگر جان پناه برید لذتی همچون نفس کشیدن در تفرجگاه های خدایان
دیدرو در جایی گفته است که آن چه که برای زیبایی اخلاقی مضر است به زیبایی شاعرانه جذابیتی دوچندان می بخشد ” اما در هنگامه ی تماشای پرتره های صلاح علمی زاده تماشاگر در خط مرزی میان مملکت زیبایی شاعرانه و زیبایی اخلاقی می ماند و ماندگار میشود و آثار وی مشحون اند از حقیقت زیبایی و زیبایی حقیقت
دمی وادارتان می کند از جان ودل از حال و روز دوزخیان روی زمین آنگونه که فرانتس فانون گفت غفلت نورزید و در پرتره ای دیگرش روحتان را چنان جن زده میکند که در تفرجگاهی که در مقابل چشمانتان قرارش داده است با خدایان که در ان تفرجگاه با پریان روزگاری در معاشقه و مغازله بوده اند همذات پنداری کنید
بی هیچ تردیدی من با تماشای آثار صلاح علمی زاده به جهانی در دوردست ها می روم و بهتر است بگویم کشانده می شوم که آن جهان دوگانه ای است از بر هوت فاجعه از یکسو و از سوی دیگر تفرجگاه خدایان…

Posted in خۆمانه | Comments (0)

Leave a Reply